داود بن علينقى وزير وظايف
149
سفرنامه ميرزا داوود وزير وظايف ( فارسى )
من اين است كه آن بزرگوار از اهل دوزخ است و كافر از دنيا رحلت فرمود . فرمودند : اگر اين اعتقاد تو باشد هر آينه جاى تو جهنم خواهد بود . اشعار آن بزرگوار در تحريص و ترغيب « حمزه سيدالشهداء » ، در مناقب « حضرت خاتم الانبياء » ، و همچنين در مدايح آن بزرگوار ، در دفاتر تواريخ ثبت است ، و اگر نبود خوف تطويل ، هر آينه به شرح مذكور مىداشتم ، سه سال قبل از هجرت ، به روايتى سه روز و به روايتى سى و پنج روز بعد از وفات « حضرت خديجه » ، آن بزرگوار دار دنيا را وداع فرمود ، و آن سال را حضرت رسالت « عامالحزن » ناميدند ، و بعد از وفات آن بزرگوار ، كار بر « سيد ابرار » ، به نهايت سخت گرديد ، تا وقتى كه هجرت به « مدينه طيبه » فرمود ، - سلام اللَّه عليه و على اولاده الطيبين - . حركت از « مكه معظمه » روز شنبه بيست و هفتم شهر ذىحجةالحرام بعد از آنكه جناب قنسول آنچه خواستند ، از بيچاره حاج گرفتند و خود و « شريف » ، مردم را لخت كردند ، اذن حركت دادند ، و بعد از ظهر حركت كرده و از دروازه « جده » بيرون آمده ، از دم باغ شريف گذشته ، آمديم به « وادى فخ » ، كه نيم فرسخى « مكه » است . شهداى فخ وقعه « شهداى فخ » معروف است ، در زمان خلافت « موسى الهادى بن المهدى بن ابى جعفر المنصور الدوانيقى » ، در سنه يك صد و شصت و هفت بعد از هجرت ، در « مدينه » خروج كرد بر والى « مدينه » ، كه اسم او « عمر بن عبدالعزيز بن عبداللَّه بن عمر بن الخطاب » بود ، و او را « موسى الهادى » والى « مدينه » كرده بود ، و با آل ابى طالب بدسلوكى مىكرد ، به اين جهت « صاحب فخ » ، كه اسم مبارك او « الحسين بن على بن الحسن بن على ابن ابيطالب » - سلام اللَّه عليه - است ، بر او خروج فرمودند در « مدينه » ، و سه روز با او جنگ نموده و او را شكست داد ، ولى خود يازده روز بيش در « مدينه » اقامت نفرمودند ، و « مدينه » را واگذار كرده ، به « مكه معظمه » آمده ، در ماه ذى حجهء آن سال ، « هادى بن محمد